- نویسنده : زینب معصوم زاده
- 17 آوریل 2026
- کد خبر 12790
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
میرزاکوچک نیوز؛در آغاز این یادداشت، متن پیشِرو بازتابی از احساسات یکی از دانشآموزان مدرسه غیردولتی معرفت شهرستان صومعهسرا در پایه هشتم است که به پیشنهاد و حمایت دبیر ادبیات خود سرکار خانم زینب معصوم زاده ، اقدام به نگارش این دلنوشته کرده است. این نوشته با محوریت دانشآموزان آسمانی مدرسه «شجره طیبه» میناب تهیه شده و بهعنوان ادای احترام و همدردی، به خانوادههای آنان تقدیم گردیده است.
انتشار چنین آثار احساسی، در کنار بُعد انسانی و فرهنگی آن، میتواند نشاندهنده ظرفیت بالای فکری و ادبی دانشآموزان باشد؛ ظرفیتی که انتظار میرود بیش از پیش مورد توجه و حمایت جدی مسئولان آموزشی قرار گیرد.
با این حال، آنچه در این میان قابل تأمل است، ضرورت توجه جدیتر اداره آموزش و پرورش شهرستان صومعهسرا به استعدادهای درخشان دانشآموزان این منطقه است؛ استعدادهایی که در صورت حمایت هدفمند، میتوانند در سطح ملی و حتی فراملی نقشآفرین باشند.
امیدواریم مسئولین آموزش و پرورش شهرستان صومعه سرا به دانش آموزان با استعداد این شهرستان توجه بیشتری کنند
در پایان تأکید میشود که شنیدن فایل صوتی مرتبط با این یادداشت، میتواند درک عمیقتری از فضای احساسی و محتوای آن برای مخاطبان فراهم آورد.
در سوگ لالههای پرپر میناب ،حکایت سرخ( شجره طیبه )
در دل خاک داغ دیده میناب ,جایی که نخلها قامت افراشتند و آفتاب بیدریغ بر سر و رویشان بوسه میزند ,مدرسه ایی بود بنام (شجره طیبه)
،نامش را شاید از درخت تنومندی گرفته بودند که در دل کویر، سرچشمه زندگی بود. اما ،سرنوشت حکایت ,دیگری را برایش رقم زد.
حکایت پرپر شدن جوانههایی که قرار بود باغ فردای ایران شوند .حکایت دانش آموزانی که نه در سنگر نبرد ،که در سنگر علم و دانش، میهمان معبود ابدی خود شدند. آن روز، آسمان میناب، ابری نبود .
آفتاب مثل همیشه میتابید و صدای خنده و شور دانش آموزان در حیاط مدرسه میپیچید.
بوی کتاب و قلم با عطر نان تازه که از خانههای اطراف میآمد در هم آمیخته بود.
در کلاسها معلمانی از جنس عشق واژههای دانایی را بر لوح جان مینوشتند.
از ریاضی و فارسی میگفتند؛ و از تاریخ پرافتخار کشورمان حرف میزدند.
شاید سخن از ایران بود, از تلاش, از پیشرفت, از آینده روشن.
اما ؛ناگهان ,سکوتی و هم آور بر سر مدرسه سایه افکند. سکوتی که نه از جنس آرامش درس، که از جنس فریاد خاموش مرگ بود.
،صدای انفجاری که دل زمین را لرزاند و آسمان آرزوهای این کودکان را تیره و تار کرد.
فریادها به شیون ،بدل شد،دود و غبار جای نور و روشنایی را گرفت،
،تن دانش آموزان سربلند ایران بر خاک سرد مدرسه افتاد.
نه زخمی گلوله ،
نه اشتباه نکنید.
که داغی از انفجار ،بر جگرشان نشسته بود.
کودکانی که تا ساعتی پیش برق کنجکاوی و امید در آنها میدرخشید، اکنون به تاریکی ابدیت سپرده شده بود.
شهیدان (شجری طیبه) نه در لباس رزم, که در لباس دانش پر کشیدند.
آنها نماد مظلومیت نسلی بودند, که نه تنها در هشت سال دفاع مقدس که در هر گوشه از این خاک آماده فداکاری بودند.
اینان دانش آموزانی بودند که درس عشق و ایثار را نه از کتاب ،که از عمق جان آموخته بودند.
معلمانی که در دل حادثه نهراسیدند و خود را سپر بلای ,شاگردانشان کردند.
حالا مدرسه (شجره طیبه) دیگر ,تنها بنایی خشتی نیست.
،این مکان به معبدی بدل شده است
معبدی برای یادبود قهرمانانی کوچک، که بزرگ رفتند. هر روز با غروب آفتاب میناب عزیز، انگار روح این شهیدان بر در و دیوار مدرسه مینشیند و قصه سرخ خود را در گوش باد ،زمزمه میکند..
حکایت میناب حکایت استقامت است.
حکایت شجاعت است .
حکایت آن دانش آموزانی، که در اوج شکوفایی، پرپر شدند تا ایران همیشه، سبز بماند.
نامشان تا ابد در تاریخ این سرزمین، خواهد درخشید وچراغ راه نسلهایی که خواهند آمد تا بدانند ،بهای سربلندی ایران ،گاهی به قیمت جان شیرینترین فرزندانش، تمام شده است.
پس در سوگ این ستارهها، دل به دریا بزن و در اندوه آنان غرق شو ،بگذار اشکهایت، چنان باران رحمت، بر مزار این قهرمانان ببارد، بگذار بغض گلوییت بشکند، زیرا که این اندوه، اندوه شرافت است
،اندوه عشق است،
اندوه حماسهای است که تا ابد جاودانه خواهد ماند.
یادشان گرامی، و راهشان پر رهرو باد.
نویسنده:فاطمه طالبی
دبیر راهنما:زینب معصوم زاده
مدرسه غیردولتی معرفت صومعه سرا
http://mirzakochaknews.ir/?p=12790






