- نویسنده : عباس احمدزاده
- 29 آوریل 2026
- کد خبر 12831
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
به گزارش پایگاه خبری میرزاکوچک نیوز به نقل از گیل رسا؛وقتی خبر مجازی شدن مدارس اعلام شد، اولین چیزی که به ذهنم آمد چهره دانشآموزانم بود. بچههایی که هرکدام دنیای خاص خودشان را دارند و آموزش برایشان تنها به دیدن یک تصویر یا شنیدن یک صدا در تلفن همراه خلاصه نمیشود. برای آنها حضور، ارتباط چشمی، تکرار، لمس و همراهی معلم بخش مهمی از یادگیری است.
من مائده فلاحتکار هستم؛ معلم کلاس اول مدرسه استثنایی امید فردا شهرستان صومعه سرا . به مناسبت روز معلم تصمیم گرفتم چند خطی از تجربه این روزها بنویسم؛ روزهایی که بیشتر از همیشه یادم آورد چرا معلمی فقط یک شغل نیست.
سالهاست که با این بچهها زندگی میکنم و بیشتر از آنکه رابطهای صرفاً آموزشی داشته باشیم، نوعی پیوند عاطفی میان ما شکل گرفته است. به همین دلیل وقتی شرایط جدید پیش آمد و کلاسها به فضای مجازی منتقل شد، برایم سخت بود که آموزش آنها به چند پیام و یک کاربرگ در گروه آنلاین محدود شود.
واقعیت این است که آموزش دانشآموزان استثنایی با شیوههای معمول تفاوت دارد. آنها نیاز دارند معلم کنارشان باشد، اشتباهشان را همان لحظه ببیند، دستشان را بگیرد و دوباره تمرین کند. همین مسئله باعث شد تصمیم بگیرم تا جایی که امکان دارد، کلاسها را به شکل حضوری ادامه بدهم.
به همین دلیل، بخشی از کلاسها را در بقعه سیدجعفر آقا در صومعهسرا برگزار میکنیم؛ جایی که با همکاری و همراهی خانوادهها، فضایی امن و آرام برای بچهها فراهم شده تا بتوانند دوباره کنار هم بنشینند و درس بخوانند. دیدن لبخند آنها وقتی دفتر و مدادشان را باز میکنند، برایم یادآور این است که آموزش تنها انتقال درس نیست، بلکه ساختن امید و اعتماد به نفس در دل کودکان است.
البته همه دانشآموزان امکان حضور در این کلاسها را ندارند. بعضی از آنها در روستاهای اطراف زندگی میکنند و مسیر طولانی یا شرایط خانوادگی اجازه نمیدهد هر روز به شهر بیایند. برای همین گاهی مسیر کلاس را عوض میکنم و خودم به خانههایشان میروم. آنجا، در گوشهای از خانه یا حیاط، همان کلاس کوچک دوباره شکل میگیرد؛ با دفترهای ساده، مدادهای رنگی و تمرینهایی که باید قدم به قدم انجام شود.
در این مسیر، همراهی خانوادهها بسیار ارزشمند بوده است. پدر و مادرهایی که با وجود همه دغدغهها و سختیها، با صبر و حوصله کنار فرزندانشان ایستادهاند و تلاش میکنند آموزش آنها متوقف نشود. من همیشه احساس کردهام که در این راه تنها نیستم و این همکاری باعث شده بار مسئولیت کمی سبکتر شود.
راستش را بخواهید، معلمی برای من هیچوقت فقط یک شغل نبوده است. حتی در روزهایی که مدرسه به شکل عادی برگزار میشد، تلاش میکردم در کنار تدریس، کارهای فرهنگی و برنامههایی برای کمک به مدرسه و دانشآموزان انجام بدهم؛ از پیگیری برای پیدا کردن خیرین گرفته تا فراهم کردن امکاناتی که بتواند حال و هوای مدرسه را برای بچهها بهتر کند. باور دارم مدرسه فقط جایی برای درس خواندن نیست، بلکه جایی است که باید در آن احساس امنیت، امید و شادی شکل بگیرد.
شاید در این روزها سادهترین کار این بود که تنها یک کاربرگ در گروه آنلاین ارسال کنم و وظیفهام را انجامشده بدانم. اما آموزش این بچهها چیزی فراتر از انجام یک تکلیف اداری است. هرکدام از آنها برای یاد گرفتن یک کلمه یا یک جمله، تلاش زیادی میکنند و همین تلاش کوچک، برای من ارزش بزرگی دارد.
امروز کلاسهای ما گاهی در بقعه برگزار میشود، گاهی در خانههای روستایی و گاهی هم در همان فضای مجازی ادامه پیدا میکند؛ اما یک چیز تغییر نکرده است: اینکه یادگیری برای این بچهها متوقف نشود.
شاید نوشتن این چند خط در آستانه روز معلم فقط یک یادآوری ساده باشد؛ یادآوری اینکه برای بعضی از معلمها، کلاس درس فقط چهاردیواری مدرسه نیست. گاهی در یک بقعه شکل میگیرد و گاهی در خانهای روستایی، اما مهم این است که چراغ یادگیری برای کودکان خاموش نشود.
https://mirzakochaknews.ir/?p=12831






