- نویسنده : عباس احمدزاده
- 21 شهریور 1405
- کد خبر 12922
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
امروز با خبر شدم مسیر گردکوه در روستای تنیان در حال آسفالت شدن است؛ خبری که از یک سو برایم خوشحالکننده بود و از سوی دیگر، ذهنم را به یک دغدغه قدیمی برد.
خوشحالم، چون بالاخره پیگیریهای چندساله اهالی این منطقه به نتیجه رسیده و با تلاش و پیگیری نماینده شهرستان، این مطالبه مردمی وارد مرحله اجرا شده است. بدون شک، راه مناسب، دسترسی آسان و امکانات رفاهی، حق طبیعی مردم هر روستایی است و نمیتوان از اهمیت آن برای زندگی روزمره روستاییان چشمپوشی کرد.
اما در کنار این خوشحالی، یک نگرانی جدی هم دارم؛ نگرانیای که سالهاست درباره آن حرف میزنم: آیا هر مسیر بکر و طبیعی روستا باید حتماً آسفالت شود؟
من همیشه با آسفالت شدن مسیرهای بکر روستایی مخالف بودهام؛ نه به این دلیل که با آبادانی روستاها مخالفم، بلکه دقیقاً برعکس؛ چون معتقدم آبادانی واقعی باید به گونهای باشد که طبیعت، هویت و اصالت روستا قربانی توسعه نشود.
روستاهای گیلان فقط چند خانه و یک جاده نیستند. آنچه این مناطق را ارزشمند کرده، همین طبیعت، جنگل، شالیزار، رودخانه، سکوت، معماری و سبک زندگی روستایی است. اگر قرار باشد هر مسیر بکری را آسفالت کنیم، هر نقطهای را به محل رفتوآمد گسترده تبدیل کنیم و بدون برنامهریزی زیرساخت ایجاد کنیم، به مرور چیزی از آن روستای اصیل و گیلانی باقی نمیماند.
موضوع فقط آسفالت نیست؛ موضوع فرهنگ استفاده از طبیعت است.
وقتی یک مسیر روستایی آسفالت میشود، طبیعت آن منطقه بیشتر در معرض حضور مسافران و گردشگران قرار میگیرد. اگر برای این افزایش تردد، سطل زباله، سرویس بهداشتی، پارکینگ، تابلوهای آموزشی، برنامه جمعآوری پسماند و نظارت محیطزیستی در نظر گرفته نشود، نتیجه میتواند کاملاً برعکس باشد.
مثلاً اگر فردا در همین مسیر آسفالتشده حتی چهار سطل زباله هم وجود نداشته باشد، متأسفانه عدهای به خودشان اجازه میدهند کیسه زبالهشان را کنار جاده یا داخل طبیعت رها کنند. یک نفر این کار را میکند، نفر دوم از او یاد میگیرد و کمکم یک رفتار غلط تبدیل به عادت میشود.
و آن وقت است که باید بپرسیم:
ما جاده را برای رفاه مردم ساختیم یا راهی برای ورود زباله به طبیعت ایجاد کردیم؟
شاید برخی بگویند خود روستاییان هم همیشه مسائل محیطزیستی را رعایت نمیکنند. بله، هیچ جامعهای بدون خطا نیست؛ اما یک تفاوت مهم وجود دارد. روستایی که سالها با همین طبیعت زندگی کرده، وابستگی عمیقتری به محیط اطراف خود دارد و بسیاری از آنها نسل به نسل از زمین، جنگل و رودخانه مراقبت کردهاند.
نگرانی من از جایی شروع میشود که یک منطقه بکر، بدون برنامهریزی لازم، ناگهان به مقصدی برای حضور گسترده افراد غیربومی تبدیل شود؛ افرادی که شاید هیچ تعلقی به آن طبیعت نداشته باشند و بعد از چند ساعت تفریح، زباله و آثار حضورشان را پشت سر خود باقی بگذارند.
طبیعت، سطل زباله مردم نیست.
البته منظور من جلوگیری از حضور گردشگر یا محروم کردن مردم از امکانات نیست. اتفاقاً معتقدم اگر قرار است روستاها مقصد گردشگری باشند، باید با یک برنامه جامع گردشگری روستایی این اتفاق بیفتد؛ یعنی هم راه دسترسی مناسب داشته باشیم، هم زیرساخت، هم مدیریت پسماند، هم نظارت و هم آموزش.
توسعه زمانی ارزشمند است که همزمان با ساخت جاده، فرهنگ استفاده از آن هم ساخته شود.
امروز مسیر گردکوه تنیان آسفالت میشود و من امیدوارم این اتفاق در نهایت برای مردم منطقه خیر و رفاه به همراه داشته باشد؛ اما در کنار آن از مسئولان، دهیاران، شوراها و متولیان محیطزیست انتظار میرود از همین امروز به فکر روزهای بعد باشند.
قبل از اینکه زبالهها جمع شوند، باید سطل زباله گذاشته شود.
قبل از افزایش گردشگر، باید زیرساخت ایجاد شود.
قبل از آسیب به طبیعت، باید نظارت شکل بگیرد.
و شاید مهمتر از همه، باید این را بپذیریم که هر چیزی که میتوانیم بسازیم، لزوماً نباید ساخته شود.
گاهی حفظ یک جاده خاکی، یک مسیر جنگلی، یک منظره بکر و یک سکوت روستایی، خودش بزرگترین شکل آبادانی است.
من همچنان معتقدم روستاهای بکر باید تا حد امکان بکر بمانند؛ چرا که اگر طبیعت و اصالت روستا را از آن بگیریم، دیگر چه چیزی برای دیدن و چه چیزی برای حفظ کردن باقی میماند؟
آبادانی واقعی، ساختن در کنار طبیعت است؛ نه ساختن به قیمت نابودی طبیعت.
یادداشت از عباس احمدزاده گوراب زرمخی
https://mirzakochaknews.ir/?p=12922







